♥ درجمع گلدختران - عشـــقولانــه

♥ درجمع گلدختران - عشـــقولانــه


خانه
پارسي بلاگ
پست الکترونيک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازديدها :: 
29945

:: بازديد امروز :: 
37

:: بازديد دیروز :: 
42

:: آرشیو ::

دل نوشته [12]
اسرار ازدواج موفق [4]
خاطرات [2]

:: پيوندهاي روزانه::

:: درباره خودمان ::

♥ درجمع گلدختران - عشـــقولانــه
ريحــــانه و مهدي[26]
يه زوج طلبه و به نظر خودمون خوشبخت که مي خوايم از عشقولانه هاي زندگي براتون بگيم تا هر چه شيرين تر در کنار هم زندگي کنيد.

:: اوقات شرعي ::

:: لوگوی وبلاگ :: 

♥ درجمع گلدختران - عشـــقولانــه

:: دوستان ما ::

عمره دانشجويي-2 واحد
آخوندها از مريخ نيامده اند!!
طوطي خوشگله*سرمه چشم*
آواز قو
طلبه‏اي از نسل سوم
فقـــــيه (يه وب ولايـــــــتي)
صفحات انتظار در فراق گل نرگس
گلنار

کلرجــــــــــــــــي من
دل تنگي ‏هاي يک طلبه

:: لوگوي دوستان ما ::



















:: خوابم یا بیدار::

يــــاهـو

:: اشتراک در خبرنامه ::

نام:

ايميل:

 

:: نوای وبلاگ ::

8/9/1385 ::  11:0 عصر


سلام
نمي دونم تسليت بگم يا تبريک ، خوب دو تاشو ميگم: اول تسليت به مناسبت رحلت ملکوتي آيت الله تبريزي(رضي الله عنه) و دوم تبريک به مناسبت ميلاد با سعادت کريمه‏ي اهلبيت حضرت معصومه(سلام الله عليها).
امروز دعوت شده بوديم دفتر توسعه، کلي رفيق پيدا کردم. گل دختراي حزب اللهي، ديگه ايمانه، ديگه بگم بلنج، فائزه و عاشقانه و ... (گل دختر اصلي رو هم که از قبل مي شناختم، بي انصاف خودش تنها همه‏ي عکسا رو گرفت)
جاتون خالي بود فقط چايي خورديم که اونم من نخوردم (اگه مي دونستم غير از اين چيزي نمي دن حتما مي خوردمش) خلاصه جمعمون جمع بود. سرکار خانوم صادقي (که نمي دونم چه سمتي توي موسسه کوثر ولايت دارن) برامون صحبت کردن. نکات جالبي رو پيرامون فضائل و مقامات حضرت (س) بيان فرمودن (دلت بسوزه،کلي بهره برديم)
گذشته از تموم اين حرفا بحثم رو سوال طيبه ست ( يکي از حزب اللهي ها) پرسيد: سن خانوم معصومه(س) برا ازدواج مناسب بود پس چرا ازدواج نکردن؟ در جوابش گفته شد: چون تو زمان خودشون کفوّي براشون نبود.
به نظرمنم همون طورکه اگه علي و فاطمه (عليهما السلام) هر کدومشون نبودن واسه اون يکي کفوّي پيدا نمي شد ، براي اين فاطمه هم بايد علي يي مي بود تا ازدواج مي کرد...مي دوني کفوّ هم يا همون هم کفوّ بودن چيه؟ همون نيمه‏ي گمشده يا دو تيکه‏ي سيب و از اين حرفا رو مي گن.
هم کفو بودن از نظر شان و مقام يکي بودنه. حتما مي دوني که منظورم از شان، پول يا تحصيلات بالا يا تريپ و قيافه نيست.
بايد دنبال يکي باشي که گروه خونيش بهت بخوره
(از اون نظر که بايد بخوره... از اين نظر منظورمه)
اينم بهت بگم قبل از اين که دنبال کسي بگردي، اول يه نيگاهي به سر و وضع خودت بنداز، ببين چيا کم داري و چيا زياد داري (ببين محاسنت بيشتره يا معايبت) حتما ادعات نشه که کماش(حسن) بايد زيادتر و زياداش(عيب) بايد کمتر از تو باشه. مثلا اون بايد نماز شب خون باشه و تو نماز شب نخون. يا اون بايد خوشگل و پولدار و تو...(يه چيزي مي گي يه چيزي مي شنويمااا... گر چه اگه گيرت بياد معرکست)
به هر حال يه چيزي تنت کن که اندازت باشه (نه گشاد باشه برات نه تنگ) يا اون کلاهي که قراره سرت بره اندازت باشه چون اگه گشاد باشه ممکنه باد ببرتش.(بازم به هر حال حواست باشه درخمره رو وارونه وا نکني...گر چه حرفم يه کم خيلي بي ربطه...اما از ما گفتن و از شما شنفتن)
به آقا مهدي مي گم: درسته 4 سال زودتر از من به دنيا اومدي، ولي مطمئنم گِلمونو با هم سرشتن... يا گلمون يکي بود و دو تاش کردن. يا دو تا بود و يکيش کردن.
يه چيز جالبم که يادم اومد
:(خانوم و آقاي خونه که يادتونه؟ اونا که همو نمي شناختن. ولي خانوم مي گه بعدها شبيه همون عکسي رو که داييم با شاگرداش بود، تو آلبوم آقا ديدم... دقيق شبيه همون عکسي که چندين ساله تو خونمون (خونه‏ي پدريم) بوده. از آقا پرسيدم اين عکس پيش تو چي کار مي کنه؟ با تعجب گفت: اين عکس سوم دبستانمه و اينم معلممه)
به هر حال روز خوبي بود. مخصوصا که فهميديم امروز متعلق به گلدختراس...



نويسندگان : ريحــــانه و مهدي

عشقولانه های شما ( )